چهارشنبه سوری93

بیا در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری افکارمان آتشی
بیافروزیم و کینه ها را بسوزانیم و زردی خاطرات بد را به آتش
و سرخی عشق را از آتش بگیریم و آتش نفرت را در وجودمان
خاموش کنیم


سلام به پسرنازم وبه همه ی دوستانی که وقت میزارن و پستهای منو میخونن
روزهای پایانی سالتون بخیر باشه
شهرمارشت هوابارونیه،میدونی که همه کلی برنامه واسه روزچهارشنبه
سوری دارن ؛پسر نازمن؛ شماهم واسه این روزکلی ذوق داشتی؛البته بازی های
بدون خطر؛ همه خونه ی مادرجون جمع بودیم و یه شب پرخاطره داشتیم
اینم چندتا از عکس ها





تدارکات آتش بازی هم با عمو آرمین بود؛کلی وسیله گرفته بود مثل طرقه های
پروانه ای و آبشاروفشفشه ای .....


ناگفته نماندکه من داشتم ازترس میمردم وفقط گوشامو نگه داشته بودم
وحواسم به توبود

وچندتاعکس از آخرین اصلاح سال البته بعد6 ماه؛آخه توی این 6 ماه
خودم اصلاحت کردم

قبل اصلاح..

حسین آقا ؛آرایشگرشما ازبچگی
پیرایش صدف؛رشت بیستون

وبعداصلاح...

ایشالله اصلاح دانشگاه و دومااااااااااااااادیت عزیزدل مادر

آتش روشن کردم وعهدکردم تا خاموش شدنش دعایت کنم
میدانم به آنچه میخواهی میرسی چرا که من هربار یک هیزم اضافه میکنم!
چهارشنبه سوریت مبارک





چهارشنبه سوری93 

